...با من بخوان نامه های سر به مهر را

میان من و تو عشقی است از بنای جهان محکم تر

اسمر 

خیلی دلم میخواد دوباره استارت وب نویسی رو بزنم . دلم برای حال و هوای نوشتنهای دو نفره مون تنگ شده . خیلی وقته ننوشتم . شاید بتونم دوباره اینجا رو سرپا کنم و برای دلمون بنویسم . 

این همه وقت رابطه مون بالا و پایین زیادی داشته ولی چیزی که مسلمه اینه که ما محکمتر از همیشه با همیم و هیچ چیزی نمی تونه بینمون جدایی بندازه . 

مرد ِ من ؟! بیشتر از جونم می خوامت . 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٢/٩ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

چقدر این روزها کم دارمت ... 

امشب شب تولد توست. تویی که همه ی وجودم شدی . صمیمانه و از تهه همین قلب ناقابل و دلتنگم با همه ی وجود تولدت رو به خودمون تبریک میگم. بی نهایت دوستت دارم . عاشقانه ... 

نوشته شده در ۱۳٩٥/٧/۱۸ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

اینجا ما را می طلبد . با هم . شانه به شانه ...

نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/٢۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

میدونی چی دلم میخواد ؟! دلم میخواد بهم یه قولی بدیم . یه دونه که نه ! چند تا قول بدیم . اینکه وقتی قراره با هم بحث کنیم همُ بغل کنیم بحث کنیم . وقتی میخوایم قهر کنیم توی بغل هم باشیم و قهر کنیم . اینکه حتی وقتی میگیم میخوام تنها باشیم وقتی تنها موندیم بهم زنگ بزنیم و بگیم هر چند می دونم میخوای تنها باشی ولی من دارم میام . میخوای بخواه نمی خوای نخواه . یا مثلا وقتی میگیم دوست ندارم بیای ، بگیم به تو ربطی نداره من الان پشت درم درُ باز کن دلم برات تنگ شده قلب

میدونی چیه ؟! میگن قهر و دعوا نمک زندگیه. من با این حرف میونه ی خوبی ندارم اصلا قبولش ندارم ولی چیزیُ که میخوام این ِ هیچ وقت نذاریم حتی توی بحثها ، قهرها ، تنها موندهامون فاصله ای بینمون بیفته . بیا قول بدیم این فاصله ی زشتُ از توی زندگیم حذفش کنیم . قول میدی ؟؟؟ من که قول میدم . میدونی که ! قول یک زن عاشق به اندازه ی قول مردونه ی یه مرد قول ِ .

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٢/٩ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

شک ندارم که تمام ِ دنیا رو بگردم عمرا نمی تونم کسی رو در حد ِ تو پیدا کنم ... اصلا باید جمله م رو تصحیح کنم ! وقتی تو رو دارم نیازی نمی بینم دنبال کس ِ دیگه ای باشم که حالا بخواد برتر از تو باشه و یا نه ... باز هم تصحیح کنم ؟ من وقتی تو رو دارم نه نگام کس دیگه ای رو میبینه و نه دلم پی چیز دیگه ای ِ ! برای من فقط و فقط خودت مهمی . خوده خودت .

من از اسفندماه می ترسم . من از اینکه به نیمه ی اسفند نزدیک شم و تو نباشی می ترسم ... هر چند همیشه  و همیشه خدارو شاکرم بابت معجزه ای که در همین ماه سرد و یخی رخ داد. خدارو شکر که هستی . خداروشکر ...

اینجا یه گوشه ی دنج و خلوت واسه روزای خوشی و ناخوشی ِ دلم بود . اینجا رو خیلی دوست دارم ولی بیشتر از اون زمانی اینجا رو دوست خواهم داشت که تو هم باشی . مثل قبل ! مثل همون وقتا که راحت حرف میزدیم ... دوستت دارم عزیز ِ خوش قلبم .

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٢/٥ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

امشب یه درد بزرگی توی سینه م دارم " مثل تمام شبهای پر درد و تنهایی ... مثل یه بمب ساعتی متحرک می مونم که در حال انفجارم ... نمی دونم کی بیای و اینجا رو بخونی . نمی دونم ... فقط انقدر می دونم که " تمام ِ این شبها که می تونستی مرهم رنج و زخم وجودم باشی ! نبودی . 

لبخند روی لبم به کل محو شده . تماما پر از حیرتم . حیرت ...

این روزها قلبم روزی هزار بار هزار تیکه میشه ... دیر بجنبی تو هم فرصت هاتُ از دست دادی عزیز . من جز تو هیچ چیزی ندارم ... 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٢۱ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

 

 این روزها داغون تر از این حرفام که بتونم تاب بیارم .... 

 دلم واسه خیلی چیزها تنگ شده ... 

واسه خیلی چیزهاااااااااااااااااااااااااااااااااا ناراحت

 

+ اسمر 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/۱۳ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()

و امروز مجددا جانی تازه گرفتم نه مربوط به باورم نمیشه بلکه دل تکونیه یوقتهایی باید دل رو تکوند و خلق و خوی بچگانه رو ریخت بیرون باید زندگی کرد باید غنیمت دونست فرصت رفته هرگز برگشتنی نیست وووو باید قدر دونست تنها کسیکه بدادت میرسه قلبته قدرش رو بدون  اخخخخخ کله جوش گفتی و پریشونم کردی نمیدونم باهات چکار کنم هاااااان؟

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۱٦ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ توسط اسمر و مراد نظرات ()


Design By : Pichak